الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

198

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

درست مىديده‌اند و چشم آن‌ها هرگز خطا نكرده است ، بلكه تصور آن‌ها يعنى تعقل و استنباط و قضاوت آن‌ها دربارهء نوع واقعيت آن‌چه مىديده‌اند عوض مىشود ، از اين پس تصور و تعقل و استنباط آن‌ها دربارهء آن‌چه قبلًا مىديده‌اند اين است كه آن‌چه مىديده‌اند « نمايش » و « نمود » و « ظهور » چيز ديگرى بوده است ، از اين پس اصالت و استقلالى كه تا آن وقت به آن‌ها مىدادند از آن‌ها گرفته به غير مىدهند . به اصطلاح به افراد پشت صحنه و واقعيت‌هاى موجود مىدهند . قرآن كريم كلمهء عجيبى دربارهء خداوند به كار مىبرد كه بيش از سه حرف نيست اما عمقى عجيب دارد . قرآن خداوند را « حقّ » و ماسوا را نسبت به او « باطل » مىداند . كلمهء « حق » در قرآن موارد استعمال زيادى دارد و به هر چيزى كه بهره‌اى از حقيقت دارد اطلاق مىشود . اما در بعضى از آيات كريمهء قرآن ، « حقّ » را منحصراً به خداوند اطلاق شده است ، يعنى حق بودن ( حق واقعى و حق من جميع الجهات ) در انحصار خداوند قرار داده شده است . « 1 » قرآن مخلوقات را به نام « آيات » مىخواند . در اين تعبير نكته‌اى هست و آن اين‌كه اگر كسى مخلوقات را آن‌چنان‌كه هست ادراك كند خداوند را آن‌چنان در آن‌ها ادراك مىكند كه در آيينه اشيا را مىبيند ، يعنى حقيقت آن‌ها عين ظهور و تجلّى ذات حق است . راغب در مفردات القرآن مىگويد : والآية هي العلامة الظاهرة ، وحقيقتها لكلّ شيء ظاهر هو ملازم لشيء لايظهر ظهوره ، فمتى أدرك مدرك الظاهر منهما عُلم أنّه ، أدرك الاخَر الذي لم‌يدركه بذاته . « 2 »

--> ( 1 ) . رجوع شود به سورهء يونس ، آيه‌هاى 30 و 32 ، سورهء كهف آيه 44 و مخصوصاً سورهء حج آيهء 6 و 62 و سورهء نور آيهء 25 و سوره لقمان آيهء 30 . . ( 2 ) . راغب اصفهانى ، مفردات القرآن ، مدخل آيه . .